[سلام میهمان عزیز ، به وب سایت نظام تمدن نوین اسلامی خوش آمدید] - آخرین منتشر شده ها:
صفحه ی اصلی / تبیین نظام کارآمد اجتماعی / آرمانهای انسانی تمدن سازی

آرمانهای انسانی تمدن سازی

59آرمانهای انسانی تمدن سازی

اهمیت انسان شناسی برای تمدن سازی

تمامی مکاتب دنبال تشکیل مدینه و تمدنی برمبنای فرهنگ بومی خویش (که هر کدام به نوعی کمال مطلوبی برای انسان دارد)هستند و آرمان  تمدن سازی و عمق تمدن هر مکتبی چون برای انسان است مبتنی بر انسان شناسی آن مکتب هست . پس برای تبیین نظام تمدن نوین اسلامی ما هم نیازمند به تبیین انسان شناسی قرآن هستیم.در اهمیت بحث امام خامنه ی می فرماید:

دنیا از غرق شدن در مادیگری سودی نبرد؛ دنیا از رواج دادن آزادی‌های جنسی سودی نبرد؛ بشریت از آنچه که حرکتهای مادی در اروپا به وجود آوردند – رهائی از معنویت، رهائی از قیود الهی – سودی نبرد؛ نه عدالت را تأمین کرد، نه رفاه عمومی را تأمین کرد، نه امنیت را تأمین کرد، نه خانواده را حفظ کرد، نه توانست تربیت نسلهای بعدی را بدرستی انجام دهد؛ در همه‌ی اینها ضرر کردند. بله، یک عده‌ای کمپانی‌دارها، بانکدارها و سازندگان سلاح به آلاف و الوف دست پیدا کردند – اینها بود – اما تمدن مادی غرب دستاورد بشری نداشت، دستاورد انسانی نداشت؛ خودشان را خوشبخت نکردند، جوامعی را هم که در زیر سایه‌ی اینها و با تقلید از اینها زندگی کردند، خوشبخت نکردند. پیام انقلاب اسلامی، پیام رهائی از این حرکت بدبختی‌زا و فلاکت‌آور است. توجه به معنویت، توجه به اخلاق الهی، در عین حال پرداختن به نیازهای بشری؛ همان چیزی که در اسلام هست؛ حد متوسط. نه افراط کلیساهای کاتولیکی و ارتدوکسی و سختگیری‌های غلط، نه ولنگاری‌هائی که نقطه‌ی مقابل آن در جوامع غربی بر اثر حرکت مادی‌شان به وجود آمد؛ هیچکدام از اینها درست نیست؛ هر دو غلط است. خط اسلام، خط میانه است؛ خط عدالت است. عدالت یک معنای فراگیر و شاملی دارد. در همه‌ی زمینه‌ها عدالت – یعنی هر چیز را به جای خود نهادن – باید مد نظر باشد؛ خط متوسط انسانی؛ «و کذلک جعلناکم امّه وسطا لتکونوا شهداء علی النّاس».[۱]

انسان شناسی قرآنی

الف)انسان موجودی دو بعدی

انسان در مبانی قرآن موجودی دو بعدی و دو ساحته است[۲] ساحت و بعد حقیقی انسان همان ساحت انسانی او است البته طبق قرآن این ساحت در هر نوزادی که به دنیا می آید در حد استعدادها و تقویم های بسترساز برای تعالی و رشد کمال حقیقی آن نوزاد در آن نوزاد نهادینه شده است یا به بیان بهتر امکانات سخت افزاری از قبل نهاده شده خالق انسان برای رساندن انسان به کمال و رشد حقیقی انسان است که البته ساحت اصلی انسان ، بعد انسانی او است. (پس بحث های انسان شناسی مبتنی بر این ساحت انسان ، علوم انسانی حقیقی است) ؛ساحت دیگر انسان همین جسم انسان است که هم آغوشته به آن ساحت انسانی اصلی خویش است که باید این استعداد های خویش را شکوفا نماید و هم آغوشته به غرائض و شهواتی است که لازمه ی حفظ و بقاء جسمانی و حیوانی انسان است.

ب)تبیین حکمت دو بعدی بودن انسان

این حقیقت قرآنی یعنی دو ساحتی بودن انسان را می توان تشبیه به آب یخ زده کرد یعنی مثلاً آب یخ‌زده اگر برفرض اینکه بتواند در خود تأمل کند و عمق تأملات او تا حدی شود که نظام خود و شرایط عالم زیر صفر را بفهمد که این شرایط است که او را بی حرکت و غیر قابل انعطاف کرده و مانع بروز استعداد حرکت و لطافت او شده است و باز اگر سطح تأملاتش را عمیق‌تر کند، بازخواهد فهمید، لطافت و حرکت عرضی هم نهایت استعداد او نیست بلکه او استعداد لطافت بیشتر از آن و توانایی اینکه حرکت طولی و عرضی را باهم داشته باشد را هم دارد یعنی در نظامی دیگر می تواند بخار بوده و در آسمان پروازکند؛

ج)معنی حقیقی آزادی و اختیار

و همچنین همین دوبعدی بودن انسان یعنی ساحتی آغوشته به غرائض و شهوات حیوانی و ساحتی سرشار از استعدادهای عمیق انسانی ، بستر ساز و زمینه ساز انسانیت انسان که مساوی با اختیار و آزادی است اختیار یعنی مسیر خیر را انتخاب کردن ، که خیرترین مسیر و رفتارهای انسانی هم به تائید عقل و هم به تائید تجارب عمیق تاریخی انتخاب مسیر و رفتاری است که لذت بی نهایت برای انسان به ارمغان داشته باشد یعنی انسان از تک تک اعضای جسم خویش در مسیرکسب لذایذ بی نهایت و فانی نشدنی بهره و اختیار نماید که همین کمالی مطلوب انسانیت انسان است که با اینکه آزاد است در دو راهی که بین حرکت یا به سوی کسب بی نهایت و یا به سوی کسب لذایذ محدود و ازبین رفتنی ، راه و مسیر مطابق با رشد و کمال خویش را انتخاب کند این معنی اختیار و آزادی قرآنی است که انسان در مسیر خیر یعنی همان مسیر شکوفا کردن استعدادهای انسانی خویش است باشد قرآن نهایت کمال را برای انسان می خواهد قرآن می خواهد انسانی تربیت کند که اسیر و برده ی لذایذ و شهواتی که فلسفه و حکمت وجودی آنها برای حفظ بقاء جمسانی انسان است نشده بلکه می خواهد انسان رفاه شهوانی و مادی را برای شکوفا کردن استعداد های حقیقی و اصلی خویش به کار برد تا به نهایت تکامل و رشد انسانی اش برساند.

تبیین انواع تمدن سازی

پس به خاطر همین دو ساحتی بودن انسان و امیال او  سه تمدن برای انسان قابل فرض است:

۱)تمدنی فقط مبتنی بر بعد حیوانی انسان

که رفاه و توسعه ی حداکثری این تمدن فقط بهره مندی حداکثر انسان از شهوات و لذایذ محدود یا همان رشد و کمال جسمانی انسان است البته مانع اصلی این تمدن همان استعداد ها و آرمان های حقیقی انسان است که می شود با کم عمق کردن نیازهای کمال خواهی انسان (یعنی علم خواهی نامحدود ، قدرت و سرور خواهی نامحدود و انس و آرمش طلبی نامحدود یا کلا میل نامحدود خواهی انسان) به پایین ترین سطح آن این مانع را برطرف کرد یعنی نمی شود اسم انسان را از روی تمدن حذف کرد انسان هم با اختیار و علم و معرفت و صفات برازنده ی مختص خویش ازحیوان تمییز داده می شود ولی چون آرمان این نوع تمدن سازی لذایذ حیوانی است حتما تمدن سازان این تمدن ناچارند با فرو کاست امیال انسانی انسان ، مدعی تمایز تمدن خویش با تمدن حیوانات شده تا میل کمال خواهی انسان را بتوانند ارضاء کنند. ولی چنین تمدنی منجر به تعالی انسان و آزادی واقعی او نخواهد شد بلکه انسان گرگ انسان خواهد بود چون هر کدام دیگری را مزاحم لذت محدود خویش می بیند.

۲)تمدنی فقط مبتنی بر ساحت قدسی انسان

ایجاد چنین تمدنی محال است به وقوع بپیوندد چون تمدن ومدینه ی فاضله سازی نیازمند مهم دانستن رفاه مادی و توسعه ی مادی هم است    در حالی که اگر کسی فقط بخواهد به ساحت انسانی خویش توجه نماید بهترین آرمان برای او نه تنها تمدن سازی نیست بلکه ترک تمدن و گوشه نشینی است زیرا چون برای خویش وظیفه ی در قبال حفظ  و رفاه بعد جسمانی خویش و دیگران نمی داند.

۳)تمدن مبتنی بر جامع هر دو ساحت انسان

یعنی تمدنی برای شکوفا کردن استعداد های حقیقی انسان یعنی تمدن بسترساز و زمینه سازِ رشد و کمال ساحت انسانی انسان که در این تمدن انسان نه تنها گرگ انسان نیست بلکه بن مایه ی این تمدن انس با دیگری است چون برای به ثمر رساندن تک تک استعداد های حقیقی خویش نیازمند اجتماع و جامعه است البته جامعه ی که آرمانها و اهداف آن انسانی باشد یعنی نسبت به کسب لذایذ نامحدود مثل علم و معرفت حقیقی حریص و طماع باشند نه نسبت به لذایذ محدود که جهالتهای حیوانی زود گذرِ بیش نیست که انسان را عاقبت نه تنها به رشد کمال انسانی نخواهد رساند بلکه حقیتر ازحیوان کرده که حیوان در حیوانیت خود به کمال مطلوب خویش رسیده یعنی استعدادهای خویش را هدر نداده پس جاهلانه نکرده؛ پس به خاطر همین آرمان تمدن سازی یا مدینه ی فاضله سازی در اسلام برای تعالی است و تنها تمدن انسانی همین تمدن نوین اسلامی است و خواهد بود. البته فعلا نیازمند تحولات عمیقی مثل نظام سازی معرفت توحیدی و تربیت توحیدی برای داشتن سبک زندگی اسلامی است.

……………………………………………………………………………………………….

[۱] بیانات امام خامنه ی در دیدار فرماندهان نیروی هوایی ارتش ۱۳۹۰/۱۱/۱۹

[۲] – قرآن ،سوره ی مومنین ،۱۲ – ۱۴

پوستر مطلب آرمانهای انسانی تمدن سازی

ntne.ir-nezame-t-n-e3

 

در باره مرتضی جلیلی

سلام دوستان گلم در این وب قصد دارم نکته ها و دقایق ها از بزرگان تعریف کنم شاید دلی شاد شود یا محفلی گرم و دوست دارم اگر فضلی آموختم اسمم نه معروف به دکتر بلکه معروف به حجت الاسلام باشد که حجت الاسلامی افتخار است ....

نسبت به این مطلب نظری دارید؟

تحقق جهانی پر از عدالت با ظهور امام مهدی

🌺 همه ی ادیان و مکاتب منتظر منجی خویش هستند، ولی امتیاز شیعه این است …

۲ دیدگاه

  1. سلام علیکم جناب جلیلی عزیز عسگری هستم

  2. سلام حاج آقا خوش آمدید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *