[سلام میهمان عزیز ، به وب سایت نظام تمدن نوین اسلامی خوش آمدید] - آخرین منتشر شده ها:
صفحه ی اصلی / تبیین نظام کارآمد اجتماعی / اقدام اول و کلید اصلی نظام سازی کلان معرفت توحیدی

اقدام اول و کلید اصلی نظام سازی کلان معرفت توحیدی

56اقدام های اولیه برای نظام سازی کلان معرفت توحیدی


 ۱) زدودن التقاط از آرمانها و اهداف ها

تبیین آرمانها و اهدافها، لازمه ی طرح ریزی نقشه ی بستر ساز ِِتمدن نوین اسلامی است طرح ریزی چنین نقشه ی جامعی نیازمند تبیین معرفت توحیدی و نظام سازی کلان آن، برای همه ی عرصه های زندگی انسان می باشد، و همچنین مهمتر اینکه تولید چنین نقشه و طرحی یعنی کلید اصلی تمدن سازی توحیدی، زیرا تمدن مد نظر اسلام حتما مبتنی بر اصل قسط و عدالت است یعنی نوید بخش رفاه عمومیِ عادلانه ی بستر ساز تعالی انسانها در همه ابعاد زندگی می باشد،پس برای تحقق بخشی به چنین آرمانی حتما نیازمند نظام سازی کلان می باشیم.

البته باید این نکته مد نظر باشد که رفاه عمومی مذکور خیلی مهم است زیرا همین رفاه هست که منجر به تسهیل بخشی زندگی تک تک اتساتها و رهایی دهنده ی آنها از مشغله های وقت گیر است تا در سایه چنین رفاه و فراغتی بتوانند فرصت بیشتری برای شکوفایی استعداد های حقیقی خویش داشته باشند و تا در نهایت موجبات تعالی و رشد خود و جامعه خود فراهم نمایند. امام خامنه ای هم در این باره می فرماید:

«باید درس بخوانید، تحقیق کنید، به فکر نظریه‌سازی باشید. الگو گرفتن بی قید و شرط از نظریه‌پردازهای غربی و شیوه‌ی ترجمه‌گرائی را غلط و خطرناک بدانید.ما در زمینه‌ی علوم انسانی احتیاج داریم به نظریه‌سازی. بسیاری از حوادث دنیا حتّی در زمینه‌های اقتصادی و سیاسی و غیره، محکومِ نظرات صاحبنظران در علوم انسانی است؛ در جامعه‌شناسی، در روان‌شناسی، در فلسفه؛ آنها هستند که شاخصها را مشخص میکنند. در این زمینه‌ها ما باید نظریه‌پردازیهای خودمان را داشته باشیم و باید کار کنیم؛ باید تلاش کنیم؛ دانشجو باید تلاش کند. دانشجو و محیط دانشگاه باید نگاه کلان به هدفهای انقلاب داشته باشد؛ دنبال آنها برود. مراقب باشید دشمن نتواند از محیط دانشگاه و از عنصر دانشجو و استاد استفاده کند. این آن چیزی است که من روی آن تأکید میکنم.[۱]، باید یک نقشه‌ى راه وجود داشته باشد؛ یعنى هدف حرکت معلوم باشد، چشم‌انداز حرکت معلوم باشد، خط سیر این حرکت ترسیم شده باشد… ما امروز این‌ها را لازم داریم».[۲]

  ۲) زدودن التقاط از اعتقاد و ایمان

البته چناچه عرض شد در شرایط فعلی تبیین نظام سازی کلان معرفت توحیدی (که همان نظام تئوریک تمدن نوین اسلامی است) جزء با زدودن اندیشه های منحط صادراتی و ترجمه ی غرب که لابلای مباحث و مسائل علوم انسانی وراد ذائقه تمدن سازی ما شده امکان پذیر نیست زبرا بنا به راهبرد قرآنی، اول باید نسبت به طاغوت کافر ورزید تا بتوان در سایه چنین کفر به طاغوتی وارد نظام معرفتی توحیدی شد[۳]. در اهمیت این مهم هم امام خامنه ای چنین می فرماید:

  «باید از منابع اسلامی و از متون اسلامی، نظریه‌ی ناب اسلام در باب عدالت به دست بیاید. من تکیه‌ام در این نکته این است که نمیخواهیم از مونتاژ و کنار هم چیدن نظریات گوناگونِ متفکرین و حکمائی که در این زمینه حرف زدند، یک نظریه به وجود بیاوریم و تولید کنیم. یعنی در این قضیه باید جداً از التقاط جلوگیری کرد، باید پرهیز کرد. در موارد متعددی ما دچار این اشتباه شدیم. بدون اینکه بخواهیم، در مرداب التقاط لغزیدیم» [۴].

 ۳) زدودن التقاط از نظام تئوریک رایج جامعه ی اسلامی

  برای این مهم ابتدا باید عمار گونه تبیین اصول و مواضع بنیادی معرفت توحیدی خویش نمائیم تا دچار انحتاط معرفتی نشویم، زیرا نظام های معرفتی منحطی که در لابلای تبلیغات وسیع و مقالات و کتاب های به ظاهر علمی (در حالی که همه متعصب به ایدئولوژی های مثل لیبرالیسم هستند) چنان وارد اندیشه و بنیان فکری ما شده که این مباحث مطروحه در آنها را اصول ثابت لایغیر دانسته و ده ها موسسه ها و دانشگاه برای توجیه مبانی آن نظام های معرفتی با استناد به مبانی معرفتی قرآن و روایات تاسیس می کنند، مساله فعلی ما انحتاط اندیشه است می خواهیم قسط را با مبانی نظام ظلم، توحید را با قبول مبانی نظام طاغوت و نظام اجتماعی بندگان خدا را با تئوری های نظام اباحه گر محقق کنیم و صد البته که حتما در زمین بازی فرهنگ بی گانه ایم که فقط تنها فهم از اسلامی سازی گذاشتن اسلامی بعد از ایسم های نظام طاغوتی است مثل فمینسم اسلامی،لیبرالیسم اسلامی و…

 ۴) زدودن التقاط از اندیشه و تفکر

اندیشه ی التقاطی همان اندیشه و تفکری که با سیر در ذهنهای پرورش یافته ی فرهنگ دیگر مبانی معرفتی و فرهنگی خود را توجیه کرده و اندیشه ی نوین مطروحه ای  او فقط تقلید صرف از تفکر پرورش یافته در فرهنگ بیگانه باشد البته اسم این را را نه تقلید بلکه تفکر بداند، می باشد.

متاسفانه بعضا مقلدین مدعی تفکر که جز تقلید ندارند کسی را هم که با تحقیق و پژوهش، زحمت کشیده است تا گفتمان ساز اندیشه و فکر نوعی برای پاسخگویی به نیاز های جامعه ی توحیدی ما باشد را ناآگاه خطاب کرده و مباحث مطروحه او را که چون مربوط به شاخه ی از مباحث مطروحه در رشته ها علوم انسانی فرهنگ بیگانه نیست  را غیر علمی تلقی کنند، بدتر اینکه این انحتاط به جایی می رسد که اگر مبانی تحقیقی و پژوهشی از قرآن و روایات باشد را با مارک ایدنئولیک، بدون محتوای علمی معرفی کنند…

  ۵) زدودن التقاط از نظام معرفتی خویش

با تبیین هویت حقیقی انسان که مشخص کننده ی مسائل و نیازهای حقیقی او می باشد می فهمیم که عمق تعالی و رشد در انسان چه ابعادی  است تا با فرهنگ سازی و جهت دهی تحولات فرهنگی مطالبه گر چنین حد و ابعادی از تعالی و رشد گردیم زیرا تمدن اگرچه ساخته نمی شود ولی می توان با جهت دهی کلان، آن را تعالی بخشید.

پس تنها راه احیاء ورژن نوینی از تمدن اسلامی فرهنگ سازی می باشد که زمینه ساز تحول آرمانها به آرمانها و اهداف حقیقی زندگی انسان بوده و تنها را تحقق آنها می باشد، بنابراین رویکرد فعلی بنده در رابطه با نظام سازی کلان معرفت توحیدی همان گفتمان سازی مطالبات مکرر امام خامنه ای (مثل: تولید علم بومی و تبیین نظام معرفتی پاسخگو در قبال مسائل و نیاز های جامعه ی توحیدی ما) می باشد که اهمیت انسان شناسی حقیقی برای پاسخگویی به این مطالبه ی ایشان اینجا مشخص می شود که طرح‌ریزی شاخه‌های مختلف چنین نظام معرفتی، جز با طرح سؤال های منطبق با هویت حقیقی انسان امکان پذیر نیست.


 رویکرد اصلی در نظام سازی کلان معرفت توحیدی

  در موضوع یابی رشته‌های علمی و طرح مسائل آن‌ها باید هویت فرهنگی ما لحاظ گردد، زیرا با لحاظ این هویت است که هویت علم (که هویت علم جز ارائه جواب ها برای پرسش های طرح شده در یک جامعه و فرهنگ بوده که پاسخگوی نیازها و پرسش های آن جامعه و فرهنگ است) جامعه ما هم فرق خواهد کرد زیرا نیازها و سوالها و نحوه ی پاسخ گویی به این نیازها در جامعه ی شیعه ی ما هم متفاوت تر از جامعه ی غیر شیعه خواهد بود پس محوریت علوم انسانی توحیدی در تمدن نوین اسلامی پاسخ‌گویی به نیازهای متعالی جامعه ی شیعه است. برای مثال در فلسفه‌ی نه با طرح سؤال از وجود خدا بلکه با طرح سؤال از چگونگی شکر خدا – که دغدغه‌ی جامعه‌ی راهنما یافته از سوی خدا شکر خداست نه اثبات خدا- است که می توانیم این رشته علمی را برای تعالی جامعه ی خویش عمق بخشیم.

پس باید با طرح ِکردن دوباره‌ی سؤال های محوری رشته‌های مختلف علوم و حتی در معماری و هنر، مطابق با نیاز جامعه‌ی تعالی خواه خویش – همان جامعه ی که هدفی جز شکوفا کردن استعدادهای انسان در تمامی ابعاد ندارد- شاخه های علمی نظام معرفتی خویش را عمق بخشیم تا دانش آموختگان در این رشته ها بتوانند پاسخگوی نیازهای جامعه متعالی خویش و طراح نقشه ها‌ی علمی توسعه‌ دهنده ی آن باشند، ان‌شاءالله.

……………………

[۱]  بیانات‌ امام خامنه ای در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاه‌های شیراز، در تاریخ ۱۴/۰۲/۱۳۸۷.


[۲] بیانات امام خامنه ای در اجتماع مردم بجنورد، در تاریخ ۱۹/۰۷/۱۳۹۱.

[۳] مفاد سوره مبارکه بقره، آیه ۲۵۶ :
(لا إِکراهَ فِی الدّینِ ۖ قَد تَبَیَّنَ الرُّشدُ مِنَ الغَیِّ ۚ فَمَن یَکفُر بِالطّاغوتِ وَیُؤمِن بِاللَّهِ فَقَدِ استَمسَکَ بِالعُروَهِ الوُثقىٰ لَا انفِصامَ لَها ۗ وَاللَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ)
ترجمه: (در قبول دین، اکراهی نیست. (زیرا) راه درست از راه انحرافی، روشن شده است. بنابر این، کسی که به طاغوت [= بت و شیطان، و هر موجود طغیانگر] کافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیره محکمی چنگ زده است، که گسستن برای آن نیست. و خداوند، شنوا و داناست).

[۴] بیانات امام خامنه ای در دومین نشست اندیشه‌های راهبردی، درتاریخ ۲۷/۰۲/۱۳۹۰.

 

 

در باره مرتضی جلیلی

سلام دوستان گلم در این وب قصد دارم نکته ها و دقایق ها از بزرگان تعریف کنم شاید دلی شاد شود یا محفلی گرم و دوست دارم اگر فضلی آموختم اسمم نه معروف به دکتر بلکه معروف به حجت الاسلام باشد که حجت الاسلامی افتخار است ....

نسبت به این مطلب نظری دارید؟

کارهای را در وقتش انجام دهیم

  باید برای استفاده بهتر از #عمر_محدود خویش #برنامه_ریزی دقیقی داشت زیرا هر #لحظه که …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *