[سلام میهمان عزیز ، به وب سایت نظام تمدن نوین اسلامی خوش آمدید] - آخرین منتشر شده ها:

روحیه ی تقلید افراطی در نقاب روشنفکری

31روحیه ی تقلید افراطی در نقاب روشنفکری

تقلید نادرست و غلط

بعضی روشنفکران ما هم که شعار اصلی آنها نه تنها فکر ، روشن فکری و تفکر نیست بلکه تقلید و انحطاط فکر است دلیل مدعی اینکه می بینیم به تقلید محض از غرب مبتلا هستند همیشه پشت یکی از متفکرین غرب قائم می شوند دریغ از یک فکر و اندیشه ی نو می آیند و مدام می گویند تجدد، مدرنیته ، می گویند غرب با همین فرهنگ برهنگی و بی حیایی به توسعه ی مادی رسیده ماهم تا پایمان را در جایی که غرب گذاشته نگذاریم و مطابق آنها حرکت نکنیم به توسعه و رفاه مادی نخواهیم رسید این است ترویج و احیاء فکر آنها، این است رسالت روشنفکری که باید فکر های مرده ی خویش و جامعه ی خویش را احیاء کند؛ تا با پایبندی به اصول و سنت خویش جوابگوی تحولات فعلی باشد وا حسرتا،روشنفکر جامعه ی ما نه تنها احیاءگر اندیشه نیست بلکه مدام روحیه ی تقلید غیر منطقی را و عدم تفکر را در گوش های ملت خویش زمزمه می کنند تا با زیر پا گذاشتن ارزش های اصیل انسانی خویش ، به رفاه حیوانی غرب برسند البته در تقلید روش روشنفکری هم از غرب هم نا آشنا هستند چون روشنفکران غرب از سنت دیرینه خویش یعنی بی حیایی که تمدن کهن آنها ، یعنی در روم و یونان گذشته ی آنها رواج داشته ، دفاع کرده و مطابق آن تمدن خویش را توسعه می دهند در حالی که روشنفکران ما سنت و تاریخ خویش را زیر پا می گذازند و دم از تجدد می زنند؛ امام خامنه ی در این باره می فرماید:

 روشنفکران غرب‌زده که خیلی از آنها در دستگاه‌های حکومت ظالم حضور داشتند، با حرف خودشان و با عمل خودشان به مردم اینجور تفهیم کرده بودند که شما عرضه ندارید؛ عرضه‌ی هیچ کاری را ندارید؛ باید تقلید کنید. در علم تقلید کنید، در صنعت تقلید کنید، در فرهنگ تقلید کنید، در لباس تقلید کنید، در خوراک تقلید کنید، در حرف زدن تقلید کنید. حتّی کار را به جائی رساندند که یک وقتی گفتند: باید خط فارسی را تغییر بدهیم! ببینید چقدر یک ملت باید از استقلال و عزت نفس دور شده باشد که جرأت کنند کسانی بگویند خطّت را تغییر باید بدهید. خط فارسی که هزار سال میراث علمی ما با آن نوشته شده است، این را عوض کنیم، تغییر بدهیم، خط اروپائی‌ها را بیاوریم و از آنها تقلید بکنیم؛ کار را به این جا رسانده بودند. امام آمد این روح حقارت را گرفت و در طول پانزده سال نهضت امام تا پیروزی انقلاب و از روز پیروزی انقلاب به نحو دیگری تا ده سال عمر بابرکت آن بزرگوار، دائم روح خودباوری را در این ملت دمید: شما میتوانید، ما میتوانیم، شما قادرید، شما بزرگید، شما قدرتمندید. امام حقایق فراموش‌شده‌ی اسلام را احیا کرد؛ عدالتخواهی اسلام را سر دست بلند کرد؛ ضدیت اسلام را با تبعیض و اختلاف طبقاتی و اشرافیتها علنی کرد.مهمترین کاری که امام بزرگوار ما در سطح دنیای اسلام انجام داد، این بود که ابعاد سیاسی و اجتماعی اسلام را احیاء کرد.[۱]

…………………………………………………………………………………………………………………..

[۱]  بیانات امام خامنه ی -دام ظلله العالی- در بیستمین سالگرد رحلت امام خمینی (ره) ۱۴/۰۳/۱۳۸۸

پوستر  مطلب روحیه ی تقلید افراطی در نقاب روشنفکری

ntne.ir-nezame-t-n-e11-1-9

در باره مرتضی جلیلی

سلام دوستان گلم در این وب قصد دارم نکته ها و دقایق ها از بزرگان تعریف کنم شاید دلی شاد شود یا محفلی گرم و دوست دارم اگر فضلی آموختم اسمم نه معروف به دکتر بلکه معروف به حجت الاسلام باشد که حجت الاسلامی افتخار است ....

نسبت به این مطلب نظری دارید؟

همه ی ما مسئولیم آقایی دلار را بشکنیم

۴ دیدگاه

  1. سلام؛
    قبلا اینطوری بود که هر کدوم از اعضای وبلاگ، می نوشتن و من هم به نام خودشون در وبلاگ ثبت می کردم، یعنی اون ها روی کاغذ می نوشتن و من هم مطالب رو تایپ و ویرایش می کردم، برای هر مطلب عکس می زاشتم و یک نام کاربری به نامشون ایجاد کرده بودم که رمزش دست خودم بود و مطلب هر کسی رو بنام خودش ثبت می کردم، ولی وتأسفانه دوستان و هم قشری های ما عادت به همکاری کردن ندارن و وقتی از این قبیل کارها انجام می دن، فکر می کنن که مثلا زیر دست فلانی هستن و براشون کسر شأن میشه، برای همین رفته رفته تنبلی کردن و دیگه الآن کسی مطلب نمی نویسه و همش افتاده گردن خودم.

  2. متاسفانه ، کار گروهی هنوز در بین ما ایرانی ها جا نیفتاده، همانطور که مستحضر هستید الان وب ها و وبلاگ های مذهبی زیادی در زمینه تبلیغ و تولید محتوای دینی فعالیت می کنند و الحمدالله محتوای خوبی هم دارند و لی چون کار گروهی نیست می سر می زنی می بینی بازدید امروز ۱۰ نفر ، چرا چون تنها یم و چون تنهایی نمیشه هم محتوا تولید کرد و هم حوصله داشت به وب ها و وبلاگ های مذهبی دیگه یه سری زد تا از مطالب و پست های وب دیگری استفاده کرد و از شیوه ها تبلیغ دیگه هم اطلاعی داشت یا با تبادل نظر حداقل از انتقادات و پیشنهادات همسنگران دیگر باخبر بود ؛ چرا؟نمی تونیم چون یه نفریم و وقت نداریم مثل بنده در نهایت شیطان گول میزه و به بی حوصله گی و بی رغبتی دچار شده و بخاطرهمین هم حرکت جهادی در این زمینه صورت نمی دیم.

  3. با تقلید افراطی چه در مورد روشنفکران و چه اقشار دیگر مخالفم . اما یک سوال وپرسش اساسی:
    آیا فقط تقلید بی چون و چرا و خودباختگی در مقابل مدرنیته و تجدد خطرناک و مذموم است یا تقلید بی چون و چرا در مقابل سنت ها از جمله سنت های دینی و سنت پرستی و دفاع از سنت ها و گزاره ها و احکام پوسیده چه دینی و چه غیر دینی که ممکن است بخشی از آنها حتی در زمانه ی خود عاقلانه و عادلانه بودند اما در زمانه ی ما غیر عقلی و ناعادلانه محسوب شده ،با مقتضیات زمانه و مکان ما سازگار نیست و اعتبار و کارکرد خود را ازدست داده فلذا باید این سنت ها را مورد بازسازی و اصلاح قرار داد -آیا مقاومت و تعصب و تلاش بیهوده برای حفظشان و سنت پرستی در مورد آنان به اندازه بلکه چه بسا بیشتر از خود باختگی و تقلید افراطی از تجدد و مدرنیته یا همان تجددپرستی خطرناک نیست؟
    آیا سنت پرستی یا سنت گرایی افراطی به همان اندازه ی تجدد پرستی و تجدد گرایی افراطی خطرناک نیست ؟
    اتفاقا به همین دلیل است که بنده ضمن ارج نهادن به کوششها ی جریان های سکولار تجددگرا به جریان نواندیش و تجددگرای مبتنی بر اصلاح طلبی دینی اعتقاد دارم . جریانی که چهره های برجسته ی آن در ایران اشخاصی مثل آقایان سروش ،مجتهدشبستری ،محسن کدیور و در جهان عرب چهره هایی چون نصر حامد ابوزید ،محمد عابدالجابری و … می باشد . این جریان که سکولاریسم را رابه گونه ای حداقلی و نسبی پذیرفته است البته بدون کاستی و انحراف و نقص نیست اما رویکرد کلی این جریان و راهی که در آن پا گذاشته است رویکردی صحیح و خردمندانه است . ادعای اصلی جریان نواندیشی مبتنی بر اصلاح طلبی و تجدبد نظر طلبی دینی این است که گزاره ها و احکام مبتنی بر سنت دینی اگرچه بعضا در دوره ی خود عادلانه و عاقلانه بود اما همه ی آنها در دوره ی کنونی لزوما عاقلانه و عادلانه نیست و نمی توان از آنها دفاع کرد . به عنوان مثال مجازات های حدود اسلامی مثل شلاق ،سنگسار ، قطع دست اگر چه در زمانه ی خود مطابق عرف عقلای زمانه ی خود عادلانه و عاقلانه بوده است و در بعضی مناطق مثل اروپای قرون وسطی که مرتب بر بخشش ظلم و عدم اجرای قصاص تاکید می شد دستگاه های تفتیش عقاید به مراتب مجازات و شکنجه های وحشناک تری را در حق دگر اندیشان و مظنونان نسب به حدود اسلامی روا می داشتند . اما در دورات کنونی و عصر پیدایش حقوق بشر عرف عقلا کوچک ترین و سبک ترین این مجازات ها یعنی شلاق را شکنجه و توهین به کرامت انسانی و آنها را خشن و موهن قلمداد می کند . بنابراین نمی توان از آنها به بهانه حفظ سنت و احکام شرع دفاع کرد و دفاع از آنها تنها به زیر سوال رفتن و وهن اسلام در عصر حاضر منجر خواهد شد .
    بنابراین جریان تجددگرا ی تجدید نظر و اصلاح طلب دینی ضمن قبول توجه و حفظ سنت های دینی معتقد به اصلاح و بازسازی بخشی از سنت های دینی پوسیده و غیر قابل دفاع است . واقعیتی که جریان سنت گرا ی حوزه در ایران و کل جان اسلام که بخش اصلی و اعظم حوزه را در جهان اسلام تشکیل می دهد متعصبانه و جاهلانه حاضر به پذیرفتن آن نیست .
    با این توضیحات معلوم شد هر چه قدر خود باختگی و پذیرش بی چون و چرای مدرنیته و یا تجدد پرستی خطرناک است به همان اندازه و بلکه بیش ترخودشیفتگی و تعصبات جاهلانه و افراطی بر حفظ سنت ها و اجرای آن ها بدون در نظر گرفتن مقتضیات زمان و مکان و واقعیات و اصرار بر حفظ بی چون و چرای همه ی آنهایعنی همان سنت پرستی نیز خطرناک است .

  4. You have shed a ray of susnnihe into the forum. Thanks!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *