[سلام میهمان عزیز ، به وب سایت نظام تمدن نوین اسلامی خوش آمدید] - آخرین منتشر شده ها:
صفحه ی اصلی / اصول راهبردی توحیدی / تفاوت سیاست ورزی توحیدی با سیاست ورزی غیر توحیدی

تفاوت سیاست ورزی توحیدی با سیاست ورزی غیر توحیدی

تفاوت سیاست ورزی توحیدی با سیاست ورزی غیر توحیدی

%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%aa%d9%88%d8%ad%db%8c%d8%af%db%8c

 
تعریف سیاست ورزی توحیدی

سیاست ورزی توحیدی از سنخ قیام [۱] و به بیان بهتر دارا بودن ملکات[۲] و اقدامات قوام دهنده ی[۳] از سوی ما مؤمنین برای زنده نگه داشتن اندیشه ها و فرهنگ اجتماعی و توحیدی خویش می باشد که ما مؤمنین را مؤظف می دارد مقید به اصول راهبردی مبتنی بر توحید باشیم (یعنی مقید بودن به قیوداتی بر گرفته از وحی ، عقل و سنت معصومین علیهم السلام) با رویکرد تکلیف گرایانه؛ یعنی اولاً سیاست ورزی را تکلیف دینی خویش دانسته و ثانیاً خود را مکلف به پاسخ گویی در قبال کوچکترین اقدامات خویش در برابر خدا و دیگر مسلمین می دانیم؛  ثالثاً باید دغدغه ی ما به انسجام و اتحاد رساندن حداکثری ملت مسلمان کل جهان (یعنی تحقق بخشی به آرمان تشکیل امت متحد اسلامی) باشد ورابعاً زیستگاه سازی بر مبنای توحید یعنی تحقق بخشی فضای فرهنگی و اجتماعی فراهم کننده ی رفاه و عدالت عمومی[۴] (که زمینه سازِ وتسهیل دهنده ی زندگی مسلمین جهان برای به رشد رساندن استعدادهای حقیقی آنها می باشد)  میزان ترقی و توسعه یافتگی ما می باشد؛

 

سیاست لازمه ی دینداری

شخص مؤمن تربیت یافته ی مکتب توحید دغدغه ی رشد تمامی استعداد های خویش یعنی جامع بودن به تمامی کمالات انسانی را دارد و به خاطر همین وصول به کمال مطلوب خویش است که از قرآن آموخته سیاس بودن لازمه ی دینداری است؛

مسلمانی که عرضه ی مدیریت امور اجتماعی خویش (در راه وصول به اهداف متعالی مطلوب که دین اش پیش روی او قرار داده) را نداشته باشد مؤمن مطلوب قرآن نیست؛ بلکه مؤمن صالح قرآنی کسی است که از خدای خویش توفیق رسیدگی به امور مومنین و متقین را خواستار است؛ در این باره خداوند متعال در قرآن ویژگی مومنین صالح را چنین بیان می فرماید:

« وَ الَّذینَ یَقُولُونَ رَبَّنا … اجْعَلْنا لِلْمُتَّقینَ إِماماً»  ؛ «[ مومنان صالح کسانی هستند] که در پیشگاه پرودگار خویش عرضه می دارند ای مربی و پرورش دهنده ی ما ، ما را برای مومنان پرهیزکار امام [حامی و پیشرو ] قرار ده»؛[۵]

دغدغه ی سیات مدار موحد

کرامت مسلمین دغدغه ی سیات مدار مسلمان می باشد؛ تا جای که حاضر است در راه تکریم مسلمانان جهان( از هر قبیله و از هر نژاد و کشوری که باشند) جان خویش را نثار کند زیرا ملاک اصلی مسلمانی ایمان به خدا و کفر به طاغوت[۶] است و همین  او را با مسلمان دیگر برادر کرده و در یک جبهه بر علیه متجاوزان طاغوتی قرار می دهد؛ امام خامنه ی(دام ظله) در این باره می فرماید:

« معنای سیاست فقط این نیست که انسان طرف‌دار زید و مخالف عمرو باشد یا بعکس؛ سیاست یعنی نگاه به حرکت عمومی جامعه که کدام طرف داریم میرویم؛ آیا به سمت هدفها داریم حرکت میکنیم یا زاویه گرفته‌ایم و داریم از هدفها دور میشویم؟ معنای واقعی سیاست این است. آن‌وقت در خلال این نگاه، تکلیف آدمها و اشخاص و گروه‌ها و احزاب و جریانها روشن میشود که آیا داریم به سمت عدالت اجتماعی میرویم؟ آیا داریم به سمت استقلال واقعی دینی میرویم؟ آیا داریم به سمت ایجاد تمدّن اسلامی میرویم، یا داریم به سمت وابستگی به غرب و وابستگی به آمریکا و تحت‌تأثیر قرار گرفتن نسبت به بافته‌ها و یافته‌های بی‌مغز غربی‌ها حرکت میکنیم؟ این خیلی مسئله‌ی مهمّی است که سبک زندگی ما، ما را به کدام طرف دارد میکشانَد؛ این نگاه، نگاه سیاسی است که می‌بینید از فرهنگ سرچشمه میگیرد؛ بنابراین در دل فرهنگ، سیاست هم هست. با این نگاه به حوادث جامعه باید نگاه کرد».[۷]

 

برائت از سیاست ورزی های التقاطی و  غیر توحیدی

ملت ایران هم  ۳۷ سال پیش به خاطر تشکیل نظامی بر مبنای توحید با هم بر علیه شاه بلکه بر علیه اربابان اصلی شاه آمریکا و اسرائیل متحد شدند تا ریشه نظام سلطه ی صهیونیسم را از دامن کشور عزیز خود که آراسته به وجود موحدان است بر کنند؛ باز ملاک اصلی که باعث اتحاد و استقامت آنها در این راه می شد همین ایمان به خدا و برائت و کفر به طاغوت بود؛عاملی که همه را حاضر به جانبازی با جان و مال در راه تحقق اعلی کلمه توحید می نمود وجان دادن( شهادت)در این راه را افتخاری جلوه می داد که نسیب هر کسی جزء حسینی ها نمی نمود؛

ولی بعضا اشتباهات جزئی در واژه سازی ها مغرضانه مثل ملی گرایی (معادل واژه ی ناسیونالیسم که از لغت ناسیون «Nation  » به معنای ملت از زبان فرانسه گرفته شده است[۸]) آرمان ها را به نفع معاندین به مرور زمان یواش یواش تغییر می دهند؛ ملی گرایی را به جای مفاهیمی مثل بسیج شدن برای تحقق اعلی کلمه ی توحید و وحدانیت گرایی (یعنی پرستش خدای واحد) قرار می دهند یا مقام معظم رهبری را به جای امام،شهروند را به جای ملت و قشر آسیب پذیر را به جای مستضعفین و ارق ملی را هم به جای غیرت دفاع از ناموس وطن قرار می دهند تا بعد بتوانند شبهه کنند که ملت موحد ما هم فقط به خاطر حفظ کیان کشور خویش قیام کرده است؛ نه، هرگز! شاید گروهی چنین بودند ولی اکثریت اینطور نبودند بلکه همه می گفتند اسلام؛ اعتراض اصلی هم که منجر به قیام عمومی شد این پرسش بود که چرا در جامعه ی شیعه ی ما اسلام وجهه ی در اجتماع ندارد؟

امام خمینی (ره) امام این امت هم با فریاد های بیدارکننده ی خویش خصوصا سخنرانی معروفی که بر علیه طرح اسارت بار کاپیتولاسیون در قم ایراد فرمودند (که همان هم موجوب تبعید ایشان به ترکیه گردید؛) آرمان اصلی دعوت و تشویق ملت به قیام عمومی علیه شاه و صهیونیسم را چنین بیان می فرمایند:

«والله گناهکار است کسی که داد نزند.پس داد بزنید.ای سران اسلام به داد اسلام برسید. ای علمای نجف به داد اسلام برسید. ای علمای قم به داد اسلام برسید».[۹]

دلیل اصلی مخالفت امام خمینی با ملی گرایی

یکی از دلایل اصلی مخالفت امام خمینی با ملی گرایی به فراموشی سپردن کارکرد اصلی اسلام یعنی انسجام بخشی به آحاد جامعه برای تشکیل امت واحده[۱۰] بر مبنای اسلام که همه ی انبیاء و اولیاء برای تحقق آن زمینه سازی می کردند بود؛

انسجام و وحدت درونی آحاد امت بر مبنایی دین اسلام که البته می توان ادعا کرد که عقلاً و عرفاً هم محال است انسجام و وحدتی بین افراد مختلف با انواع نژادها و طائفه ها بدون دین داری صورت پذیرد؛ چون دین خصوصا اسلام  محفوظ مانده از تحریف است که می تواند مطالبه گر اموری که مورد قبول فطرت همه ی انسان ها است باشد نه مطالبه گری بر مبنای رضایت قوم و طائفه ی خاص یا انسان های داخل مرز مشخص که محدود هستند؛

همچنین به خاطر حفظ قومیت و حفظ مرز سیاسی خویش جان دادن کجا می تواند قیاس با شهادت در راه تحقق اعلی کلمه ی توحید گردد؛ برای توضیح بیشتر ذکر فرمایش امام خمینی (ره) در مخالفت با ملی گرایی بسی ره گشاست ایشان در این باره چنین می فرمایند: 

«آن چیزی که آنها اصرار دارند این است که ما با هم مجتمع نشویم، ما با هم برادر نباشیم، مسلمان ها در هر کجا که هستند با اشکال مختلفه (باشند)، یک شکل آن ملی گرایی، آن می گوید ملت فارس، آن می گوید ملت عرب، آن می گوید ملت ترک، این ملی گرایی که به این معنا است که هر کشوری، هر زبانی بخواهد مقابل کشور دیگر و زبان دیگر بایستد،[هر چند که همه ی آنها مسلمان باشند ولی هر کس به فکر منافع ملی سیاست ورزی کند نه منافع عامه ی اسلام] این امری است که اساس دعوت پیامبران را به هم می‌زند.»[۱۱]

و در جایی دیگر ملی گرایی را مانع اصلی تحقق انسجام و همبستگی مومنین (که موجب تشکیل سنگری واحد در مقابل دشمنان می شود و آنقدر مهم است که از بین رفتن این اتحاد یعنی تن دادن به منافع مستعماران و سلطه گران) معرفی می فرماید:

« ملی گرایی اساس بدبختی مسلمین است برای این است که این ملی گرایی، ملت ایران را در مقابل سایر ملت های مسلمین قرار می دهد … اینها نقشه هایی است که مستعمرین کشیده اند که مسلمین با هم مجتمع نباشند.»[۱۲]

 

سیاست ورزی توحیدی و ملاک صحیح وطن خواهی ممدوح

پس در اندیشه امام خمینی (ره) حتی ملی گرایی اسلامی( یعنی مثلا دولت موحد ایران برای منافع کشور اسلامی خود و دولت موحد کشور های اسلامی دیگر هم فقط برای منافع ملی کشور خود سیاست ورزی کنند) هم مخالف با اساس دعوت انبیاء است؛ زیرا تا اسلام دینی اجتماعی است و وحدت از لوازمات مسلمان واقعی بودن می باشد چناچه بیشتر احکام ما به  جماعت و به نفع اجتماع است؛ و در روایتی  امیرالمؤمنین(ع) در ضمن خطبه ای به نقل از پیامبر اسلام در اهمیت اتحاد چنین می فرمایند:  

« فمن سرّه بحبوحه الجنّه فلیلزم الجماعه فانّ یدالله علی الجماعه وانّ الشیطان مع الواحد» ؛ «هر کس می خواهد در وسط بهشت جای بگیرد، با جماعت باشد، زیرا شیطان با کسی است که تنها باشد». [۱۳] و صدها روایات مؤید دیگر…

 

وطن خواهی ممدوح اسلامی

البته وطن خواهی از مصادیق غیرت مندی در قبال ناموس خویش می باشد و دلیل آن حدیث مروی از پیامبر (ص) می باشد که می فرمایند:

«حب الوطن من الإیمان» «دوست داشتن وطن، از نشانه‌های ایمان است». [۱۴]

ولی بنابر قبول سندیت آن مقصود پیامبر(ص) این است که مومن چون وطن اش مکان و اجتماع مومنان موحد به خدا می باشد باید آن را مورد احترام قرار داده و در حفظ آن جان فشانی نماید، و البته اصل این جان فشانی باز به خاطر اسلام و مسلمین است، زیرا معروف بین بزرگان این می باشد که:

«شَرفُ المکانِ بالمَکین، لا بالمکان»؛ «شرافت و قابل احترام بودن مکانی به خاطر شرافت ساکنان آن می باشد» ؛ [۱۵]

 امام خمینی(ره) هم در این باره چنین می فرماید:

«ما ملت را و فداکاری در راه میهن را در سایه اسلام می‌پذیریم. ما ملیت را در سایه تعالیم اسلام قبول داریم و ملت، ملت ایران است، برای ملت ایران هم، همه جور فداکاری می‌کنیم، اما در سایه اسلام، نه اینکه همه اش ملیت و همه اش گبریت. ملیت، حدودش حدود اسلام است، و اسلام هم تأیید می کند او را، ممالک اسلامی را باید حفظ کرد، دفاع از ممالک اسلامی جزء واجبات است،لکن نه اینکه ما اسلامش را کنار بگذاریم و بنشینیم فریاد ملیت بزنیم و (پان ایرانیسم).»[۱۶]

……………………………………………………………………………………………………………


[۱]  «قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَهٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى‌ وَ فُرادى‌ ثُمَّ تَتَفَکَّرُوا»  ﴿ سوره مبارکه سبا آیه ۴۶ «بگو: تنها شما را به یک چیز اندرز مى‌دهم و آن اینکه دو نفر دو نفر، یا یک نفر یک نفر براى خدا قیام کنید، سپس فکر خود را به کار گیرید،»  

[۲]  إمام علی علیه السلام :« مَن ساسَ نَفسَهُ أدرَکَ السِّیاسَهَ »؛ «  کسى که بار مؤونه مردم را به دوش نکشد ، قدرت خود را سزاوار انتقال [به دیگرى ] کرده است  » . (کتاب غرر الحکم ، روایت شماره ۹۱۹۹).

[۳]   «  وَأَقِیمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِیزَانَ » ﴿ سوره مبارکه الرحمن آیه ۹ « و هر چیز را به ترازوی عدل و انصاف بسنجید و هیچ در میزان کم فروشی و نادرستی مکنید».

[۴] إمام علی علیه السلام در روایات مروی در کتاب غرر الحکم در اهمیت عدالت در سیاست ورزی چنین می فرمایند:

·        « مِلاکُ السِّیاسَهِ العَدلُ »؛ « اساس سیاست ، عدالت است ».(شماره روایت در کتاب غرر۹۱۹۰).

·        « سِیاسَهُ العَدلِ ثلاثٌ : لِینٌ فی حَزمٍ ، و استِقصاءٌ فی عَدلٍ ، و إفضالٌ فی قَصدٍ»؛ «سیاستِ عادلانه به سه چیز است : مدارا توأم با دوراندیشى ، و استیفاى حقوق همراه با عدالت ، و احسان و بخشش همراه با میانه روى ». (شماره روایت در کتاب غرر۹۱۹۱)

·        « بِئسَ السِّیاسَهُ الجَورُ »؛ بد سیاستى است ، بیدادگرى (شماره روایت در کتاب غرر۹۱۹۲).

[۵] ﴿ سوره مبارکه الفرقان آیه ۷۴ 

[۶] « فَمَن یَکفُر بِالطّاغوتِ وَ یُؤمِن بِاللهِ فَقَدِ استَمسَکَ بِالعُروَهِ الوُثقی»﴿ سوره مبارکه البقره آیه ۲۵۶«پس هر کس به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان آورد به یقین به دستاویزى استوار که آن را گسستن نیست چنگ زده است و خداوند شنواى داناست».

[۷]  بیانات امام خامنه ی در دیدار ائمه جماعات مساجد استان تهران در تاریخ ۳۱/۵/۱۳۹۵.

[۸]  فرهنگ جامع سیاسی،نویسنده محمود طلوعی، ص ۸۷۲، تهران، بی‌تا، ۱۳۷۲.

[۹] صحیفه امام، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، جلد۱، سخنرانی در قم ،به مناسبت مخالفت با طرح اسارتبار کاپیتولاسیون۰۴/۰۸/۱۳۴۳.

[۱۰] در آیاتی زیادی در قرآن مؤمنین سفارش امر به حفظ یک پارچگی و اتحاد شدند من جمله:

۱) «وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللَّهِ جَمیعًا وَلا تَفَرَّقوا وَاذکُروا نِعمَتَ اللَّهِ عَلَیکُم إِذ کُنتُم أَعداءً فَأَلَّفَ بَینَ قُلوبِکُم »﴿ سوره مبارکه آل العمران آیه ۱۰۳ و همگی به ریسمان خدا [= قرآن و اسلام، و هرگونه وسیله وحدت‌]، چنگ زنید، و پراکنده نشوید! و نعمت (بزرگِ) خدا را بر خود، به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید، و او میان دلهای شما، الفت ایجاد کرد،

۲) «انما المؤمنون اخوه» ﴿ سوره مبارکه الحجرات آیه ۱۰ این است و جزء این نیست که مومنین برادر همدیگر می باشند؛

۳) «إِنَّ هٰذِهِ أُمَّتُکُم أُمَّهً واحِدَهً وَأَنا رَبُّکُم فَاعبُدونِ» ﴿ سوره مبارکه الأنبیاء آیه ۹۲﴾این (پیامبران بزرگ و پیروانشان) همه امّت واحدی بودند (و پیرو یک هدف)؛ و من پروردگار شما هستم؛ پس مرا پرستش کنید؛

[۱۱] صحیفه امام، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ج ۱۵، ص۴۷۱،سخنرانی در جمع اقشار مردم به مناسبت هفته وحدت۲۰/۱۰/۱۳۶۰.

[۱۲]  همان، ج۱۳، ص۸۸، سخنرانی در جمع اعضای کنگره آزادی قدس ۱۸/۵/۱۳۵۹.

[۱۳]  ابن ابی جمهور الأحسائی، عوالی اللئالی، ج۱، ص۱۲۳.

[۱۴]  مستدرک سفینه البحار، ج ۱۰، ص ۳۷۵، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ اول، ۱۴۱۸ق.

[۱۵]  درس اخلاق آیت الله جوادی آملی در تاریخ ۲۶/۹/۱۳۸۷.

[۱۶]صحیفه امام، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ج۱۰، ص ۱۲۳-۱۲۴، سخنرانی در جمع هیئت فاطمیون،۴/۷/۱۳۵۸.

.

.

.

دانلود فایل پی دی اف

در باره مرتضی جلیلی

سلام دوستان گلم در این وب قصد دارم نکته ها و دقایق ها از بزرگان تعریف کنم شاید دلی شاد شود یا محفلی گرم و دوست دارم اگر فضلی آموختم اسمم نه معروف به دکتر بلکه معروف به حجت الاسلام باشد که حجت الاسلامی افتخار است ....

نسبت به این مطلب نظری دارید؟

اهمیت تشکیل خانواده

    خداوند بر تشکیل خانواده اصرار دارد از نظر اسلام، تشکیل خانواده یک فریضه …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *